X
تبلیغات
استاد مطهری

استاد مطهری

در برابر کسی که از او علم می آموزید فروتنی کنید. (امام سجاد -ع-)

پروردگارا...

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 21:23 ] [ رقیه ]

[ ]

زندگی نامه استاد مطهری

 

تربيت در دامن صداقت

در سيزدهم بهمن 1288 ش، 12 جمادي الاول 1338 ق در شهر فريمان واقع در 75 کيلومتري جنوب شهر مقدس مشهد در خانواده‌اي که عِطر زهد و قناعت از آن ساطع و نور تقوا آن را منوّر ساخته بود کودکي ديده به جهان گشود که مرتضي ناميده شد.

پدر مرتضي، شيخ محمد حسين مطهري که پس از تحصيلات علوم ديني در عتبات عراق در زادگاه خويش به ترويج و تبليغ مذهب تشيع مشغول بود، انساني فاضل، پرهيزگار و از شخصيت هاي مورد تکريم اقشار گوناگون جامعه به شمار مي‌رفت و شهيد مطهري از دوران کودکي تزکيه و پرورش‌هاي معنوي را از وي آموخت. مقام معظم رهبري حضرت آيت اللّه العظمي خامنه‌اي او را چنين معرفي کرده‌اند:

پدر ايشان جزو روحانيوني بود که از جنبه هاي معنوي و زهد و تقوا يک فرد ممتاز بود. خود مرحوم مطهري عميقاً به پدرشان ارادت مي‌ورزيد و احترام پدرش را در حدّ زياد و کم نظير نگه مي‌داشت، بارها مي‌گفت: انس به عبادت، ذکر و اخلاق اسلامي را از پدرم ياد گرفتم.

شهيد مطهري در مقدمه کتاب داستان راستان نوشته است: «اين اثر ناچيز را به پدر بزرگوارم آقاي شيخ محمد حسين مطهري که اولين بار ايمان و تقوا و راستي معظم له مرا به راه راست آشنا ساخت اهدا مي‌کنم.»

امام خميني در سال 1326 ش به دعوت شهيد مطهري به نريمان آمد، وي در اين سفر به قدري نسبت به شيخ محمد حسين مطهري ارادت پيدا کرد که هر وقت شهيد مطهري را مي‌ديد مي‌پرسيد احوال آقا چگونه است و بعدها با اين زاهد وارسته مکاتباتي داشت و در سال 1393 ق مطابق آذر 1350 که اين مرد تقوا دار فاني را وداع گفت امام اين ضايعه را به آيت اللّه مطهري تسليت گفت.

مادر شهيد مطهري که سکينه نام داشت، قلبش از محبت نسبت به خاندان عترت موج مي زد شهيد مطهري هر وقت به نريمان مي‌آمد هنگام روبرو شدن با مادرش، بر دستانش بوسه مي‌زد و به فرزندانش نيز توصيه مي‌کرد چنين کنند

 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 20:45 ] [ رقیه ]

[ ]

داستان شهادت استاد مطهری
     

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتاری که در پیش روی دارید معرفی بسیار کوتاه و اجمالی از گروهی است که به شهادت رساندن فرزندانی از اسلام ، همچون شهید بزرگوار مطهری را انجام داده است.
البته مقصود نگارنده نقد فکری و علل انحرافات و ... این گروه نبوده و حتی در بسیاری از موارد از ذکر جوابهایی که به ذهن نویسنده رسیده خودداری شده و به ذکر نقل قول از خود گروه اکتفا شده است. بلکه غرض آن بوده تا شروعی باشد که صاحبنظران در این امر به نقد این گروهک و بلکه تمامی گروههایی که چه از ناحیه شرق یا غرب تغذیه شده و می شوند بپردازند.
گروههایی که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به مخالفت زده و احیانا در مقابل آن ایستادند. نظامی که رهرو شخصیتی است که درطول خلافتش در راه پیاده کردن عدالت با انواع دسیسه ها و توطئه ها و ... روبرو بود و در نهایت توسط همین قشر ترور شد و به شهادت رسید.
همچنانکه با شهادت حضرت علی (ع) نتوانستند راه آنحضرت را سد نمایند، اینان نیز نخواهند توانست با این توطئه ها مانع رشد و تکامل این انقلاب اینان نیز نخواهد توانست با این توطئه ها مانع رشد و تکامل این انقلاب شوند، بلکه این شهادت هاست که نهال انقلاب را بارورتر نموده و باعث شکوفایی هر چه بیشتر آن می گردد.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 16:8 ] [ رقیه ]

[ ]

آیات قرآنی مربوط به داستان «طاغوت» را از شهید مطهری می گرفتم



مترجم قرآن کشورمان با اشاره به خاطره آشنایی خود با استاد شهید مطهری اظهار کرد: زمانی که داستان «طاغوت» را می نوشتم، ایشان بر استفاده از آیات قرآن تأکید داشت و حتی آیاتی از قرآن کریم را می نوشت تا در داستانم از آنها استفاده کنم.

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، محمود حکیمی، نویسنده و مترجم قرآن، در گفت و گو با ایکنا خاطراتی از زندگی اش درباره آغاز نویسندگی و آشنایی با استاد شهید مطهری بیان کرده است که در ادامه می خوانید.

محمود حکیمی با بیان اینکه در آن دوران حوزه علمیه قم چهار مجله دینی منتشر می کرد، می گوید: این مجله ها شامل «مکتب اسلام»، «نسل نو»، «نسل جوان» و «پیام شادی» بودند. «مکتب اسلام» زیر نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی به چاپ می رسید. یک روز نامه ای از آیت الله العظمی مکارم شیرازی به دستم رسید که از من خواسته بود در مجله «نسل جوان» داستان بنویسم.داستان های «نقابداران جوان» را از سال 1348 یا 1349 برای آن مجله نوشتم که در شمارگان مجله خیلی مؤثر افتاد.

ادامه مطلب

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 16:2 ] [ رقیه ]

[ ]

زندگینامه
 

شرح مختصر زندگانی مولف شهید
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.

 


 

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 22:39 ] [ رقیه ]

[ ]

خاطره ای از برادر شهید مطهری درباره علاقه ایشان به اسب سواری
 
خاطره ای از برادر شهید مطهری درباره علاقه ایشان به اسب سواری
علاقه شهید مطهری به اسب سواری، روحیه سرزنده و شاداب ایشان را نشان می دهد.

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، محمدتقی مطهری در خاطره ای به اسب سواری برادرش در کودکی اشاره می کند که خواندن آن خالی از لطف نیست.
ایشان خیلی به اسب سواری و اسب دوانی علاقه داشت و در فریمان در مسابقات اسب دوانی شرکت می کرد. در فریمان قدیم اتومبیل نبود ولی اسب زیاد بود. در آنجا سنتی هست که وقتی عروس را از ده دیگری می آورند، داماد باید به استقبال عروس برود و بعد به اصطلاح قند بزند و فرار کند. سوارکارها باید او را تعقیب کنند و بگیرند. هر کس داماد را بگیرد، جایزه دارد.

در یک عروسی که در زمان بچگی من بود و ایشان شرکت کرده بود، ایشان در جاده ­ای نزدیک فریمان که دو طرفش درخت داشت، به تاخت می آمد که یک گاو صحرایی از وسط درختان بیرون می آید و به سینه اسب می خورد. ایشان حدود سی متر پرت شده بود در بیابان، آن موقع طلبه 24 یا 25 ساله­ ای بود. البته طوری نشد، اما پدرم خیلی ایشان را توبیخ کرد و گفت: اصلاً اینها کارهای درستی نیست. این کارها در بیابان خطرناک است.

به پیاده­ روی هم خیلی علاقه­ مند بود. برادر بزرگم در فاصلة 25 کیلومتری فریمان دهی اجاره کرده بود. ایشان صبح یک چوب دستش می گرفت و از فریمان پیاده راه می افتاد و به آنجا می رفت و پیاده هم همین مسیر را بر می گشت. در قم من ده سال شب و روز همراهش بودم، در آن ده سال، کوچک­ترین خلافی از او ندیدم.

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 22:39 ] [ رقیه ]

[ ]

عقیده مقبول و غیر مقبول در نظام فکری استاد مطهری
چکیده مقاله

1-آزادی تفکر از ارکان هویّت آدمیان است.

2-عقیده ها زیر مجموعه تفکّرات هستند.

3-عقیده صحیح عقیده ای است که از تفکّر آزاد ناشی شده باشد.

4-از نظر اسلام در تفکر آزاد است. باید آزادانه بیاندیشد، نمی توان اندیشه ای را بر او تحمیل کرد. باید بستر درست اندیشه کردن را فراهم آورد، اگر اندیشه درست باشد عقیدۀ ناشی از آن درست خواهد بود.

5-عقیده باطل عقیده ای است که پشتوانه اندیشه آزاد ندارد. ناشی از تمایلات و هواهای نفسانی است. عقیده باطل دارای تناقض درونی است و انبیاء الهی و احیا گران بدنبال ظاهر کردن تناقضات درونی هستند . از این رو اگر تناقضات آشکار شود، انسانهای دارای عقیدۀ باطل بدنبال رفع خواهند رفت.

6-انبیای الهی به دنبال سوق دادن انسان به کمال هستند. از این رو انسانها را دعوت به اندیشه آزاد می کند، اما با عقاید ناشی از اوهام و خیال به مبارزه بر می خیزند زیرا انبیا وظیفه خود را احیای انسانیّت می دانند.

7-استاد مطهری با تفکیک آزادی اندیشه از آزادی عقیده و تفکیک آزادی عقیده صحیح از عقیده باطل بدنبال احیاء عقاید بسیاری از مسلمانان است که بدون هیچ منطقی به آن وابسته اند. و در این جهت نظر ایشان بنظر نگارنده صحیح است.

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 21:18 ] [ رقیه ]

[ ]

شهید مطهری در نگاه خانواده

دختر استاد

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که هنگام شهادت پدرتان چند ساله بودید

من سعیده مطهری هستم که در حدود 18 سالگی , به دلیل به شهادت رسیدن پدرم , از فیض دیدار ایشان محروم شدم .

وقتی پدرتان را به یاد می آورید , نخستین خاطره ای که به ذهنتان می آید , چیست ؟

یکی از نخستین خاطراتی که همیشه در ذهن من زنده مانده , مربوط به نهضت خرداد سال 42 است . من آن روزها حدود چهار سال داشتم . یک روز که از نزدیک شاهد عزاداری و قیام عده ای ازمردم , به خصوص طلاب جوانی بودم که شعار[ یا مرگ یا خمینی] سر داده بودند , شب هنگام که پدرم دیروقت به منزل آمدند , با کنجکاوی کودکانه ای از ایشان پرسیدم[ : یا مرگ یا خمینی یعنی چه ؟ اصلا خمینی کیست ؟] .

ایشان نیز با رأفت خاصی که حاکی از روح بلندشان بود , گفتند :

دخترم ! آقای خمینی دوست خداست و خدا هم او را دوست دارد . اما بعضیها که بدند , می خواهند ایشان را از بین ببرند . ولی ما نمی گذاریم که آنها این کار را بکنند .

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 21:12 ] [ رقیه ]

[ ]

آثـــار استاد مطهری / کتابها

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 21:7 ] [ رقیه ]

[ ]

زندگی به سبک مطهری (1): مرگ در تصادف رانندگی، نفله شدن است

 

زندگی به سبک مطهری (1): مرگ در تصادف رانندگی، نفله شدن است
استاد شهید مرتضی مطهری علاوه بر داشتن سلوک خاص علمی و اجتماعی، در زندگی شخصی نیز نکات برجسته و بارزی دارد که در میان خاطرات نقل شده از ایشان قابل درک است.

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، استاد مطهری در اغلب اوقات از رانندگی با ماشین شخصی اش پرهیز می کرد. چرا که مرگ از طریق تصادف را نفله شدن می دانست. حجت الاسلام محمود رستگاری خاطره ای در این مورد دارد. او می گوید: «زمانی ایشان پنجشنبه ها در قم درس می دادند و بین قم و تهران رفت و آمد می کردند. به یکی از دوستان گفتم: من دوست دارم آقای مطهری را با ماشین خودم به تهران ببرم. او گفت: آقای مطهری خیلی محتاط است و معمولاً با اتوبوس رفت و آمد می کند. برای من خیلی عجیب بود که چنین شخصیتی با اتوبوس رفت و آمد کند. بعدها کسی می گفت که ایشان خیلی نگران تصادف رانندگی اند و می گویند: مرگ در رانندگی، نفله شدن و از بین رفتن است.»

ادامه مطلب

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 20:53 ] [ رقیه ]

[ ]